کابوس در راهروهای دادگاه خانواده
این لینک رو می ذارم اینجا
چون چند روزه که حسابی منو به هم ریخته
نه به خاطر حقیقتش
نه به خاطر تلخیش
نه به خاطر اینکه زنم و حس می کنم حقم داره پایمال میشه
نه به خاطر اینکه جو گیر شده باشم و بخوام فمینیست بازی در بیارم
نه به خاطر اینکه حساسم و دلم سوخته برای امثال خودم
به خاطر اینکه حالا من هم این صحنه ها رو دیدم ... این حس ها رو درک کردم ... با همین قاضی ها رو به رو شدم و به خاطر همین چیزها بغض کرده ام
مگر کار دیگری هم از دستم بر می آمد ؟
به خاطر اینکه حالا من هم با اینکه هیچ کدام از مشکلات زندگی را هنوز ندیده ام و درک نکرده ام، اما این چیزها رو دیده ام و صدای آدمهای اونجا هنوز از گوشم بیرون نرفته
به خاطر اینکه اینا حقیقته
به خاطر اینکه تلخه
به خاطر اینکه من یه زنم و حس می کنم حق زن ها داره پایمال میشه
شاید به خاطر اینکه جو گیر شده ام و دارم فمنیست بازی در میاورم
به خاطر اینکه دلم برای خودم و امثال خودم می سوزد
دلم برای آینده ای که در انتظارم هست می سوزد
.....

Comments
salam
setareh sadjadi am!
miduni az chi narahatm ? inke fekr kardan be in chiza va daghdagheye hoghooghe paymal shode ,jav zadegi khande mishe!
man too in site kar mikonam.ozve campaign ham hastam.age alaghe dashti ba man tamas begir.
setareh.sjd@gmailo.com
Posted by: Anonymous | پنجشنبه، 6 اکتبر 2006