« اِهِم اِهِم | Main | امروز مدام سردم بود »

مدرسه ما، فرزانگان

مدرسه ما، فرزانگان
نويسنده: ستاره سجادي

حدود 120 نفر روی سن آمفی تئاتر بودیم. همه دست در دست هم سرودمان را می خواندیم و در حدود 300 تا 400 نفر تماشاچی در سالن داشتیم. یادم است آهنگ تمام شد و سکوتی در سالن حکم فرما شد. اشک در چشمانم حلقه زده بود و از خجالت گریه سرم را پایین انداخته بودم و حتی برای پاک کردن اشکهایم هم حاضر نبودم دست بغل دستی هایم را رها کنم ناگهان متوجه شدم تعداد زیادی از بچه ها برای پنهان کردن اشکهایشان سرهایشان پایین است.بعد از چند ثانیه سکوت،صدای تماشاچی ها را شنیدیم که یک صدا می گفتند: دوباره!دوباره
و آهنگ دوباره شروع شد
این صحنه پایانی برنامه سال سوم دبیرستان ما در دبیرستان فرزانگان بود.يكي از صحنه های عجیب و تاثیر گذار برای تمام زندگیم

در واقع ماجرا از این قرار بود که ما در بدو ورود به دبیرستان وظایف خاصی غیر از درس خواندن و کلاس های درسی پیدا می کردیم
سال اولی ها و سال دومی ها باید به صورت کلاسی در جشنواره های سرود و نقاشی و موسیقی(البته موسیقی به صورت کلاسی نبود) شرکت می کردند. یعنی در واقع از اول سال دست به کار می شدند تا برای این جشنواره ها آماده شوند که معمولا در اواخر سال تحصیلی برگزار می شدند
جشنواره نقاشی به این صورت بود که به هر کلاس یک پارچه سفید بزرگ داده می شد و با وسایل نقاشی که خودشان می آوردند باید در هر کلاس و گروهی روی آن نقاشی می کردند و در آخر به داوری سومی ها برنده هر پایه انتخاب می شد و جایزه می گرفت.(آنها حدود 4 ساعت برای تقاشی وقت داشتند)ا
جشنواره سرود هم این طور بود که هر کلاس باید یک سرود آماده می کرد که این سرود می توانست هرکدام از اجزایش(موسیقی ،شعر،لباس،حرکت و ...)ساخته خود بچه باشد و یا از شعر و آهنگ آماده استفاده کنند. نسبت به امتیازی که سومی های داور به هر کلاس می دادند،کلاس برنده جایزه می گرفت
و اما سومی ها!سومی ها در واقع سال آخری بودند زیرا در سال پیش دانشگاهی همه این فعالیت ها را باید کنار می گذاشتند و برای کنکور درس می خواندند
هر سال ،سومی های مدرسه باید یک برنامه چند ساعته برای سال اولی ها و دومی ها و پدر مادرهایشان آماده می کردند که شامل تئاتر و سرود و موسیقی و ... بود که ممکن بود ماه ها برایش کار کنند
به طور مثال سالی که ما برنامه داشتیم یکی از تئاترهایمان تئاتر "پرده خانه" به نوشته بهرام بیضایی بود که تمریناتش از یک سال قبل از برنامه شروع شده بود
مهم ترین قسمت برنامه، سرود سومی ها بود که که در مدرسه به سرود ملی معروف بود!!! مثلا سرود ملی 79 ای ها به سرود سال سومی های سال 79گفته می شد.شعر سرودهای ملی توسط خود دانش آموزان سراییده می شد و روی یک آهنگ اجرا می شد
اولین سرودهای ملی مدرسه معمولا دارای مفاهیم کلی آزادی و ایران و ... بودند ولی آخرین سرودهای ملی مفاهیم خاص تر اتحاد بین دانش آموزان و غیره پیدا کرده بودند
در ضمن سال سومی ها باید سرود ملی های سالهای قبل را حفظ می کردند و در لا به لای برنامه هایشان می خواندند و سرود خود را هم به عنوان اختتامیه برنامه
مدرسه ما موضوعات زیادی برای گفتن دارد.این برنامه ها فقط جزیی از کارهای فوق برنامه بودند
کارگاههای علمی که شامل پروژه های علمی دانش آموزان می شدند،گروه های محیط زیست،نشریات داخلی مدرسه و ... همه و همه کارهایی بودند که فقط در 3 سال انجام می دادیم
البته 3 سالی که خیلی روزها بیشتر از ساعت معمول در مدرسه می ماندیم و خیلی شب هاهم در مدرسه می خوابیدیم
می توانم صفحه ها راجع به مدرسه مان بنویسم. مدرسه ای که با وجود آنکه به دلیل امتحان ورودی اش نام تیزهوشان را به یدک می کشد ولی به اعتقاد من دانش آموزانش چندان باهوشتر از دیگر دانش آموزان مدارس دیگر نیستند ولی چیزی که بعد از فارغ تحصیل شدنشان آنها را نسبت به دیگر دختران فارغ التحصیل متفاوت می سازد سیستم آموزشی درون مدرسه است
دانش آموزان ،در این مدرسه به دلیل رفتار مسئولان و احترامی که مسئولان به آنها می گذارند با اعتماد به نفس بیشتری بزرگ می شوند.به طور مثال خودشان می توانند تصمیم بگیرند که با جه کسی همکلاس باشند و یا به راحتی حق اعتراض دارند و رابطه صمیمی با معلم ها و ناظم های خود دارند و یا اینکه بودجه ای که برای برنامه هایشان در نظر گرفته می شود به دست خودشان داده می شود
هر چند همان هنگام که دانش آموز بودیم انتقادات زیادی به مدرسه داشتیم ولی اکنون که از مدارس دیگر می شنوم و می بینم، می فهمم که مدرسه ما چنان متفاوت بود که شاید درکش برای بعضی ها سخت باشد

سوالات زیادی در مورد مدرسه ما است. مثلا این که چرا دانش آموزان این مدرسه اجتماعی نیستند و معمولا در دانشگاه دوست جدیدی غیر از دوستان هم مدرسه ای خود پیدا نمی کنند
البته من این طور فکر نمی کنم ولی شاید دلیلش این باشد که درون مدرسه چنان با هم یکی می شوند که دختران دیگر برایشان از جنس دیگری هستند و البته شاید واقعا این از ضعف های این مدرسه باشد

یا این که با وجود آنکه این مدرسه از نظر علمی و قبولی دانشگاه و المپیادهای علمی بهترین مدرسه دخترانه تهران و یا حتی ایران است ولی باز هم از نظر علمی قابل رقابت با همتای پسرانه خود(دبیرستان علامه حلی) نیست
جواب من برای این سوال این است که اگر مدرسه پسرانه تیزهوشان هم به سرود و تئاتر و ادبیات به اندازه مدرسه فرزانگان اهمیت دهد آنگاه شاید تنها مسئله مهم دانش آموزانش کنکور و المپیاد نشود

من تصمیم داشتم برای این نوشته با خانم حائری زاده که مدیریت دبیرستان فرزانگان را تا سال 78 به عهده داشتند و برنامه ریزی ها و اجرای این سیستم آموزشی تماما در زمان مدیریت ایشان بوده مصاحبه ای داشته باشم ولی ایشان موافقت نکردند
بنا به شنیده ها ایشان در سال 78 به دلیل اختلاف هایی که با سازمان استعدادهای درخشان پیدا کردند از کار کنار رفتند
از سال 78 تا کنون مدیریت این مدرسه چند بار تغییر کرده است ولی این سیستم آموزشی چنان قوی ریشه دوانده است که هم چنان پا برجاست
و هم چنان فارغ التحصیلانش دخترانی فعال،با پشتکار و اعتماد به نفس بسیارند

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.shibba.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/8

Comments

تنها یک قدم...تا طلوع خورشید...
چه زود گذشت...

Shibaah Baah...
Delam tang shode ke barat :* chetori to?!>:D:D

توی وبگردیهام پیدات کردم...
داشتم واسه تموم شدن سال سوم اشک می ریختم و در میان طوفانو می خوندم که به یه فرزانگانی قدیمی برخوردم...