امشب بازم پیکا بالاست، وقت رقصه و بازم من تو رو می خوام
بعد از یه روز خیلی خوب
وقتی که شب
توی ماشین صدای آهنگ رو بلند می کنی
شیشه ها رو می کشی پایین و هوای سرد شب فضای ماشین رو پر می کنه
و تا آخرین حدی که می تونی همراه آهنگ ها داد میزنی
وقتی که حس می کنی انرژی داری
و این بهت نیرو می ده
وقتی که از رانندگی احمقانه ی خودت لذت می بری
وقتی که یادت میره بزنی تو دنده و پات رو رو گاز فشار میدی
وقتی توی اون سربالایی وحشتناک یه دفعه حس می کنی یادت رفته چه جوری باید رانندگی کنی و تنها کاری که می تونی بکنی اینه که ترمز دستی رو بکشی
وقتی اونقدر تو فکری که اصلا حواست به هیچی نیست
و فقط شانس میاری و شانس میاری و شانس
اونقدر از شادی مستی که می خوای زودتر برسی خونه و همه ی خطرها رو رد کنی
وقتی که داد می زنی و داد میزنی و داد میزنی
وقتی که گاهی اونقدر وحشیانه و بدون فکر رانندگی می کنی که خودتم تعجب می کنی که اتفاقی نیفتاده ...
و همه ی اینها یعنی به دست آوردن دوباره ی همه ی انرژی های از دست رفته ات
وقتی که از سرعت لذت می بری
و همه ی اینها یعنی زندگی
یعنی بودن
یعنی عشق

Comments
Ehem, Ehem!!!
Posted by: Shinin | پنجشنبه، 3 نوامبر 2006
:);)
Posted by: M | جمعه، 4 نوامبر 2006
;)
Posted by: Hamid | جمعه، 4 نوامبر 2006