7

نوشتم
و پاک کردم
حرفهایی رو که نمی تونم مستقیم بهت بگم
و حتی اجازه ندارم اینجا بنویسمشون
شاید چون ترجیح می دی اصلا گفته نشن
بهت احترام می ذارم
و تا وقتی که نخوای بشنوی
سکوت می کنم
* * *
دلم گرفته
نمی دونم از چی
دلم گرفته اما لبخند رو لبامه
به چهره ی خودم که نگاه می کنم
حس می کنم چقدر خسته است
چشمهایی که پره حرفن
و لبهایی که مدام لج می کنن و باز نمی شن
نمیذارن حرف بزنم
نمیذارن بگم که چقدر بیتابم
نمی ذارن بگم که چقدر خوبی
و خوبی هات تا بی نهایت ادامه داره
اونقدر که من نمی تونم بشمرمشون
به چهره ی خودم که نگاه می کنم
افتخار می کنم به خودم
به اینکه حس می کنم یه روزی می تونم اونی بشم که می خوام
یه روزی
به جای اینکه من حسرت بخورم
تو حسرت می خوری
حسرت روزایی که نخواستی مهربونیم قلبت رو لمس کنه
یه روزی می رسه
که کم پیدا می شن آدمایی که بی دریغ مهربونی ببخشن
روزی که کم پیدا می شن آدمایی که آغوششون رو با همه ی وجود بهت هدیه بدن
دستاتو گرم کنن به قیمت اینکه دستای خودشون سرد بشه
یه روزی می رسه
که تازه می فهمی
چقدر دیر شده
* * *
چشمام پره حرفن
و هیچ کی نیست تو آغوشش زار بزنم
کاشکی قبل از اینکه دیر بشه
منو بفهمیو
تو چشام خیره بشیو
اونقدر با محبت نگام کنی
که محبتت رو قلبم بشینه

Comments
Axet...
matnet ke por az ehsase asheghanas...
khodet...
fogholadast >:D
Posted by: Hamid | چهارشنبه،30 نوامبر 2006
1) che akse khoshgeli :*
2) kheyli dooset daram
Posted by: Shirin | چهارشنبه،30 نوامبر 2006
kheili bade vaghti aslan harfato nemifahmam, har rooz bishtar hess mikonam ke dge nemifahmam
Posted by: M | چهارشنبه،30 نوامبر 2006
eykash mishod adama hamdigaro be moghe mifahmidan:(
Posted by: mona | جمعه، 2 دسامبر 2006
Agree with M
Posted by: Granny | جمعه، 2 دسامبر 2006
Beautiful piece by Forough. Kheylee baram mafhoom dareh, merci.
Posted by: Reza | دوشنبه، 8 مه 2007