جز تو کسی صدایم را نشنید
الهی من بمیرم
نبینم کسی اذیتت می کنه
باور می کنی طاقت ندارم ؟
طاقت یه لحظه ناراحتی ات رو ؟
حاضرم هر چی بلاست بخوره تو سر من
تو یه خم به ابروهات نیاد
تویی که این همه سختی رو تحمل می کنی
دیگه اینجا غصه نخوری
نمی دونم چه جوری دلش میاد اینجوری دلتو بشکونه
می خواستم اینجا که میای جز خنده هیچی رو لبت نیاد
همش بخندی
همش بلند بلند بخندی برام
ببینم که می تونی شاد باشی
ببینم که صورتت شادابه
ببینم که تو اون چشای قشنگت دیگه غم نیست
الهی قربونت برم
نرو تنهایی تو این سرما
بذار باهات بیام
بذار بیام نصف غمهاتو بذاری رو شونه ی من
الهی قربونت برم
نرو تنها
من که دق می کنم از نگرانی ات
پ.ن: چقدر احساس نا توانی می کنم تو زندگیم
چرا نمی دونم چیکار باید بکنم ؟
چرا بلد نیستم خوشحالت کنم ؟
اینجور موقع ها
اونقدر بد جور هق هق می کنم که عق می زنم
انگار که بخوام همه ی زندگیم رو بالا بیارم
اس ام اس می زنم : "آن نمیشی ؟"ا
جوابی نمیاد
پیش خودم فکر میکنم
چقدر تنهام
حتی وقتایی که دارم از غصه می میرم هم باید ناز کسی رو بکشم
