سردم است
همه چیز مثل برق و باد گذشت
هم این 5 هفته
هم آن 4 ماهی که در رویا بودم
* * *
دلم نمی خواهد به این 5 هفته فکر کنم
دلم نمی خواهد این دو سه روز آخر غصه بخورم
می خواهم بخندم
از اعماق وجودم
* * *
حالا خودم با دستهای خودم روزهایی که در رویا بودم را خراب کردم
این روزها تنها کاری که می کنم ساعتهای تنهاییم را زار می زنم
درست مثل همان سالهای قدیم
درست مثل بچه هایی که آب نباتشان را گم می کنند
با این تفاوت که من همه ی دریچه های امیدم را از دست داده ام
دیگر هر گز آب نباتم را پیدا نخواهم کرد

Comments
>:D
Posted by: Hamid | دوشنبه، 9 ژانویه 2007
سردم است
مثل آغاز حیات گل یخ
Posted by: علی | سهشنبه،10 ژانویه 2007
Shivaaye eshgham... man inghad vaght bood nayoomade boodam injaa... hame neveshtehaat ro ham khoondam azizam... bavar kon inghad delam gerefte ke dige daram mimiram... hamash gerye mikonam, va nemiam inja, hichja. va hamash say mikonam be khodam deldari bedam ke hame chi khoobe... kheili delam shikaste o gerefte. shayad poste akhare weblogam ro ke bekhooni bishtar befahmi cheme... kolli khoobe ke to tanha kasi hasty ke neveshtehaat ro mifahmam... va to mifahmi neveshteham ro... dooset daram.
Posted by: آزاده | سهشنبه،10 ژانویه 2007
غصه نخورا
داداش منم رفت
امتحانا که تموم شه می آم غصه هاتو می خورم تنهایی
Posted by: Coral | شنبه،14 ژانویه 2007