...

آهنگهایی که دوست نداری را رد می کنم
به آهنگهایی که خندیده ای می خندم
حرفهایی که بین آهنگها زده ایم مدام تکرار می شوند
انگار که حالا جزئی از آهنگ شده باشند
نگاه هایمان
و همه ی فضا مدام تکرار می شوند
ناخودآگاه تصویر جاده در ذهنم نقش می بندد
و دود همه ی فضای اطرافم را پر می کند
بوی قلیون می شنوم
نمی دانم چرا دیگر هیچ قلیونی مرا نمی گیرد
دلم تنگ شده
برای لحظه هایی که در فضا معلق می شدم
و تک تک ذرات وجودم یک چیز را می خواستند
ساعت هاست که روی صندلی نشسته ام و تکان تکان می خورم
و به روبه رو خیره شده ام
منتظرم
هنوز هم منتظرم
دارد شب می شود
و لحظه های انتظار به پایان می رسند
بی تو
بی آنکه دیده باشمت
امروز هم نیامدی
و من دیگر حتی غصه هم نمی خورم
لبخند می زنم
با همه ی وجودم لبخند می زنم
انگار که از نبودنت هم لذت می برم
