« اول خودت، دوم کسی | Main | یه سال دیگه ... »

این نیز بگذرد

سر کلاس جبر نشسته بودم
آروم و بی صدا فکر می کردم
به صحنه هایی که تو این سالها دیده بودم
به کارهایی که کرده بودم
به کارهایی که کرده بودیم
به روزهایی که داشتیم
به دانشگاه
و آدمهاش که جز لحظه های خوشی کسی رو نمی تونی توش داشته باشی
بیشتر مخاطبم دختران
آدمهایی که همیشه یه کمی بیشتر از پسرا دوست داری بهشون نزدیک باشی و صمیمی باشی باهاشون
اصلا گاهی احتیاج داری یه دوستِ دختر داشته باشی که محرم رازهات باشه
دوست داری گاهی سرت رو بذاری رو شونه هاشون و گریه کنی براشون
دوست داری راحت باشی باهاشون
درد دل کنی
اما من
تو دنیای دو رنگی های دانشگاه گم میشم
تو لحظه هایی که هیشکی باهات یکی نیست
دروغ
دروغ
دروغ
و تو خرد میشی
تو لحظه هایی که میگردی دنبال یه آدم
م که یه زمانی خیلی بهش نزدیک بودی
و بعد اونقدر خودش رو ازت دور کرد که ترسیدی
از دانشگاه و آدماش ترسیدی
از اینکه نکنه دیگه از این به بعد یه رنگ نباشه
از اینکه نکنه نمی خوادِت و داره تظاهر می کنه به بودن
میگردی دنبال یه آدم
یکیشون که امروز بدجوری دلت رو شیکوند نشسته کنارت
هیچ وقت نزدیک نبودی بهش
هر چقدر براش حرف زدی و هم حرف نزد از خودش
میگردی دنبال یه آدم
اس ام اس می زنم به ن
دلم میخواد باهاش یکی باشم
دلم می خواد بهش بگم از دستش ناراحتم
یادم می افته که نمی دونم کی ازم پرسیده بود اینقدر باهاش دوست هستی که اگه ازش ناراحت باشی بهش بگی ؟
و من محکم گفته بودم آره
حالا
نشسته بودم توی کلاس جبر
بغض می کردم و ناتوان از حرف زدن
میگردم دنبال یک آدم
بغض می کنم
می دانم پشت سرم کسی هست که با همه ی وجودش حرفم را گوش می کند
حیف که جنسش دختر نیست
و من چقدر دلم یک آدم می خواهد که از جنس خودم باشم
که نگرانی هایش و دغدغه هایش
و خندیدن هایش
و لذت هایش همه از جنس خودم باشد
بغل دستی ام حرف می زند
بی خبر از اینکه ته دلم چه غوغایی است
من لبخند می زنم
می خندم
انگار که من هم یکرنگ نباشد
دلم می پُکد برای همه ی آدمهایی که یک زمانی چقدر یک رنگ بودیم با هم
و حتی حالا هم
هر وقت که هم را می بینیم
اس ام اس می زنم به آزاده، نوشین، صبا، مونا
که دلم برایشان تنگ شده
به آدمهایی که چه خوب من را می فهمند
و من چه خوب همیشه حرفهایم را بهشان زده ام
و چقدر دورند از من
دلم هوای دیدن های هر روزشان را می کند
دلم هوای این را می کند که با انگیزه لباس بپوشم بروم بیرون
بدانم کلی آدم را قرار است ببینم که از تک تک قدم هایم و تک تک اجزای صورتم حرف دلم را می فهمند
دانشگاه بوی نامهربانی می دهد
بوی ب که دیگر نگاه هایش مهربانانه نیست
دارد توی دیوارهای علمش سنگ می شود
بوی س که هیچ وقت نفهمیدم چرا از من بدش آمد، از بی پروایی هایم در وبلاگم ؟ یا همه ی مهربانی ها و روراستی هایم ؟
دانشگاه سرد است و تاریک و خفه
مثل راهروهای سردخانه ها
مثل راهروهای مرگ
گاهی فقط موبایلم ویز ویز تکان می خورد
و من لبخند می زنم
به دور و برم نگاه می کنم
می دانم که یک س یا یک ح در چند قدمی ام ایستاده اند
و من دلم می خواهد بغلشان کنم
با این همه مهربانی شان که بی دریغ می بخشند

می نویسم تا به قول نگار تاریخ دِپ بودن هایم از یادم نرود
می نویسم تا یک رنگ باشم بگویم دلم گرفته از دستتان ولی هنوز دوستتان دارم
می نویسم تا بگویم چقدر یک رنگی های قدیممان دلم را لرزانده و چقدر نیازمند یاری سبزتان هستم
می نویسم تا بگویم تهران نیستی
اما همیشه دلم با توست و دیگر شک دارم چقدر یادم باشی
می نویسم
چون خودخواهم


TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.shibba.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/85

Comments

Daneshgaah yakh shode,
darsa sakht shode,
vali shiV,
ma hamamoon too khodemoon moshkel darim.
man kaamel nistam, momkene navaaghese man toro aziyyat kone.
momkene bi hosele basham, bi fekr basham, bi marefat basham, vali gharazi nist.

bebaksh :*

vay vay vay vay vay vay shiva shiva shiva,,,,,
yadet narafte ke baba ;) :D
be ghole to in niz bogzarad,,,pish miyad,,,,va tamame un chizayi ke soroush un bala goft manam migam >:D
Bekhanddddddddddddddd :)

می دونی
اینم می گذره
خوشحالم می شی
ولی با چشم باز اگه نگاه کنی

واقعیت همین چیزاییه که این چند روز نوشتی

باید اینارو قبول کرد
و خوشحال هم بود

نه این که یهو خر شد بازم
و خوشحال شد

khaili rahate ke adam khodesho bezane be bikhabari... fekr nakardan khaili rahate...inke begi felankas felan karo kard va man aslan nemidonam chera??? chera M intori barkhord kard mage chi shode bod? chera S in barkhordo kard mage chi shod yoho?va hata be zehnetam narese ke shayad...faghat shayad in vasat khodet ham moghaser bodi...
khosh bashi rafigh...


شیوا:
خیلی نامردانه داری قضاوت می کنی
من هیچ وقت فکر نکردم بی تقصیرم
هیچ وقت
حداقل سعی کردم اینجوری نباشم تا جایی که میشه
هر وقت حس کردم کسی رفتارش عوض شده اولین فکری که به ذهنم رسیده این بوده که من چیکار کردم
سر خود تو هم
بعد از یک ماه که به این فکر کردم که چرا اینجوری شد همه چی
آخرش اومدم ازت پرسیدم
یادت نیست ؟
پرسیدم از دست من ناراحتی ؟
گتی نه ! گفتم مطمئنی ؟ گفتی آره! گفتم من کار بدی کردم ؟ در حقت کوتاهی ای کردم ؟ گفتی نه
یادم هست که چندین بار سوالم رو تکرار کردم
و خواستم که اگه تقصیر منه بتونم جبران کنم
اگه تو دروغ گفتی دیگه بقیه اش به من هیچ ربطی نداره
و اگه تقصیر من بوده چیزی باید بهم می گفتی در جواب سوالهام
مرسی که اومدی نوشتی
در مورد س هم
من از دستش دلخور نیستم
فقط هر بار می بینمش دلم میگیره
چون نمی فهمم چی شد که اینجوری شد
چون من یادمه که چند هزار بار ازش عذر خواهی کردم سر کارهایی که نمی دونستم حتی چی هستن
در هر حال، کسی رو مجبور نمی کنم که ازم خوشش بیاد
فقط احساس درونیمه و اون رو مقصر نمی دونم تو چیزی
منتظر جوابت هستم
یا اینجا یا تو ایمیل !
می دونم همه این نوشته ها داره خیلی بچه گانه میشه
اما برای من مهمه
حداقلش اینه که تو روم بهم بگی دیگه دوست من نیستی
تا من وسط هوا زمین نمونم

shayad agar zoodtar un soalaro karde bodi man javabaie zeiadi dashtam ke behet bedam...vali un rooz vaghan tamame chizaee ke baes shode bod azat narahat basham baram az ahameiat oftade bod...
any way...
alanam fek nakonam moshkeli bashe!!!hast??
man age kari azam bar beiad barat hastam..be in migan doosti dige ..na?:D

alan in bahs jeddiye ya shookhi ?

age shookhie, moshte avval 1000 !
age jeddiye, :-S

گل شیوای من... موقع شام تو رستوران داشتم نگات می کردم و از اینکه اینقدر خوبی آروم می شدم... قدر خودتو بدون دختر... می بینی همه چه قده بد شدن... گرگ صفت... دیگه آدمای کمی رو می شه پیدا کرد که چشای عمیق تو رو داشته باشن... و صمیمیت دوست داشتنی ما رو :*
فردا برو به سلامت... کلی کلی خوش بگذره خانوم گل...

من: آزاده جونم، مرسییییییییی، خیلی مرسی
مرسی که هستی
مرسی که خوبی
به خدا بودنت نعمتیه واسه من یکی :*
خیلی دوستتون دارم
خیلی خیلی بیشتر از چیزی که فکرش رو می کنین
فقط می تونم بگم بوس
و مرسی

feelin like miles of distance between two Hearts

از تنهایی مگریز
به تنهایی مگریز
گهگاه
آن را بجوی و
تحمل کن
و به آرامش خاطر
مجالی ده!

مارگوت بیکل - احمد شاملو

shivale golam khoOb bashi hamishe:X:X:X:X:X:X

سفرت هم کلی خوش بگذره:)