یوهو امتحان اصول سیستم
نشسته ام اینجا
به دستور های اسمبلی فکر می کنم
همه ی ah ها و al ها دور سرم می چرخند
به کلمه های سه حرفی ای فکر می کنم که چقدر زحمت می کشند و همه کاری می کنند، هم ax را با bx جمع می کنند و هم جوابش را داخل ax می ریزند و هم di را یک واحد کم می کنند !!!
خنده ام می گیرد از این طرز درس خواندنم
از اینکه باز هم نوذری دارم
ولی این بار همه چیز فرق می کند
حالا دیگر مثل سه سال پیش نیست که هیچی ندانم و بروم سر جلسه ی امتحان
این بار کمی بیشتر از هیچ می دانم
این بار می دانم که cpu ِ بیچاره هر بار چه زحمتی می کشد
می دانم هر دکمه ی کیبورد را که فشار می دهم چه دردی می کشد این کامپیوتر بیچاره و حتی کسی نیست که برایش شربت بیاورد یا مهلت استراحت بدهد
کسی مثل من
خودخواهانه و متکبرانه
نشسته است اینجا
و به صرف انسان بودنش
زور می گوید و تند و تند تایپ می کند
بدون اینکه به چیز و یا کس دیگری فکر کند
به کدهای اسمبلی فکر می کنم
و اینکه چقدر پیجیده اند
به اینکه اگر روزی یاد بگیرم با اینها برنامه بنویسم چقدر زندگی لذت بخش خواهد بود
به اینکه چقدر تشنه ی یاد گرفتنم
به اینکه چقدر درسهایم را دوست دارم
