« my lovely son | Main | And Im feeling goooooooood »

من خسته تر از چیزی هستم که فکر می کنی
و تنها تر
گاهی وقت ها که همه چیز بر وفق مراد است
حس می کنم
چقدر بزرگم
و چقدر تنهایی می توانم از پس ِ همه چیز بر بیایم
تو پول می دهی
من قبض ها را پرداخت می کنم
توی صف بانک می ایستم
حس می کنم چقدر بزرگ شده ام
که مسئولیت های کوچک و بزرگ زندگی را انجام می دهم
غذا می پزم
شارژ خانه را می دهم
کارهای خرده ریزی که گفته ای را انجام می دهم
و فکر میکنم
زندگی چقدر آسان است
و من چقدر راحت می توانم از پسش بر بیایم
امروز اما
نشسته بودم اینجا
نگران و خسته
زنگ می زدم به این و آن
دست دراز می کردم که کمکی برسد
بعد دیگر بغضم اجازه نداد
نتوانستم بار ِ این همه تنهایی را بکشم
دلم می خواست بودی
و من بی پروا برای خودم می گشتم
دلم می خواست بودی و بار مسئولیت ها را خودت به عهده می گرفتی
که من هنوز برای اینها خیلی کوچکم
امروز بغض کردم و اشک ریختم
از تنهایی خودم
امروز فهمیدم
هنوز خیلی ضعیفم
و خیلی کوچک
کاشکی یادم بماند
دیگر ادعا نکنم که " می توانم " ا
یادم بماند
که می دانم چقدر سختی کشیده ای همه ی سالهای تنهاییت
و همه ی سختی های زندگی را تاب آورده ای
کاشکی یادم بماند
چطور مثل درخت ها صاف و استوار ایستاده ای
و این همه باد و باران کمرت را نشکست
و اگر شکست نگذاشتی صدایش را بشنویم
امشب دلم عجیب می خواهدت
می دانم مثل همیشه غرورم اجازه نمی دهد چیزی بگویم
نمی گذارد سر تا پایت را ببوسم
و بگویم که قَدرَت را می دانم
بگویم که هر روزی که می گذرد بیش از پیش می دانم چقدر بزرگی
می دانم که اگر بودی هم نمی توانستم بگویم که چقدر وجودت مایه ی آرامش است
و نمی توانستم شُکرت را به جای آورم
اما حالا که نیستی
می نشینم اینجا
اشک می ریزم
می نویسم
می نویسم تا یادم نرود که می پرستمت
و تا ابد مدیون زحماتت هستم
مدیون تک تک روزهایی که در تنهایی هایت بغض کردی
و شانه های خسته ات لرزیده اند
تک تک روزهایی که هیچ دست گرمی دستانت را نگرفت
همه ی شبهایی که صدای اشک هایت را نشنیدیم
و خستگی هایی که نفهمیدیمشان
و نوقع های بی جای ما

می دانی ؟
فقط می خواهم باشی
که بودنت عجب نعمتی است

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.shibba.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/119

Comments

وای گلم... نوشته ات اشکمو درآورد... کاش می تونستم کاری کنم احساس تنهایی نکنی... گرچه احساس تنهایی گاهی بهترینه... گرچه می دونم که نمی تونم کاری کنم...
احساس هاتو دوست دارم :*

اشتباه بزرگی است مادر شدن.و جبرانش آنقدر سخت که هر کسی از پس آن بر نمی آید...و چه بزرگند آنها که می توانند

اشتباه بزرگی است مادر شدن.و جبرانش آنقدر سخت که هر کسی از پس آن بر نمی آید...و چه بزرگند آنها که می توانند

hish vakh tanha nisti. khob!!:X:X:X

چقدر زیبا همه جیز رو بیان کرده بودی....

نمی گم اگه دلی بود شکندی اگه من شکستم... اما من یکی هستم تنهانموندی

نمی گم اگه دلی بود شکندی اگه من شکستم... اما من یکی هستم تنهانموندی