«

Friends,one of my favorite parts

| Main | »

بهت می زنگم

این نوشته ی مرجان رو که خوندم
یه ذره شرایط برام آشنا بود
و حس کردم که خوب خیلی وقت ها این اتفاق می افته
ولی من همیشه میگم
خوب رابطه ی دختر و پسر گاهی وقتها سخت پیش میره و باید مواظبش بود
و به طرف مقابل حق می دم و ناراحت هم نمیشم
اما خوب
یعنی واقعا آدم نباید ناراحت شه ؟
حتی اگه همیشه تکرار شه ؟

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.shibba.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/180

Comments

na baVajaan, sakht nagir:D

سلام :)
آره ولی خودم که امروز صبح بیدار شدم داشتم فکر می کردم که من اصلا ناراحت نشدم آخرش هم
شاید اینکه اینو نوشتم واسه این بود که تا نوشته ی مرجان رو خوندم همون لحظه سرم اومد اون اتفاق
خوب نهایتا هم به این نتیجه رسیدم که من ناراحت نمی شم شاید قضیه زیادی برام جا افتاده است

من خودم فکر کردم دیدم شاید خودم هم اینجور بودم و هستم ولی به نظر خودم نیومده

ولی، کلا، قضیه ناراحت شدن نیست، قضیه اینه که ...

قضیه اینه که دلم می سوزه برای خودمون که خیلی وقت ها خودخواهیم و نمی فهمیم که واقعا کدومشه اولویت داره...

دوستی که هر یک ربع یک بار می بینیش و لاو می ترکونی باهاش

یا دوستی که بعد از چند وقت، فرصت کردی باهاش تلفن صحبت کنی و ...

ولی باز هم تاکید می کنم که احتمالا این رذیلت اخلاقی من رو هم شامل می شه.

بعدشم این که
دوست دارم همیشه
تا دندونات سفید شه

:D :* :*