" /> Shibba: مارس 2008 Archives

« فوریه 2008 | Main | آوریل 2008 »

پنجشنبه،28 مارس 2008

هر سال
همینه

شاید حتی هر سال همین هم نیست
هر سال بد تر میشه

دوشنبه،18 مارس 2008

...امشب

خدای خوبم
من قدر این روز ها رو می دونم
قدر خونه تکونی رو
قدر روزهای آخر سال رو
قدر سر و صدای چارشنبه سوری و همه ی تو خونه موندن هام رو
خدای خوبم
من قدر خونمون رو می دونم
قدر این روزهای آخر سال که می تونم بعد از کلی کار
آخر شب
توی اتاقم بشینم و به در و دیوار خیره بشم
به چیزایی که می خوام فکر کنم
قدر این لحظه ها که مامان خوابیده
و من خدا خدا می کنم ترق تروق ها زودتر تموم بشن تا بتونه راحت بخوابه
من قدر این لحظه ها رو می دونم
قدر فردا رو
و حتی پس فردا
خدای خوبم
شکرت

دوشنبه،11 مارس 2008

I didnt desesrve it

شیرینم
دلم برات تنگه
خیلی خیلی زیاد

آزاده
دلم برای دیدنت تنگه، برای اینکه حس کنم هستی و آروم بشم

گاهی وقتها که فکر می کنم کی از این زندگی جهنمی خلاص میشم
از خودم حرصم میگیره
می دونم که وقتی حس می کنم زندگی ام جهنمیه
یعنی که دور شدم
یعنی که یادم رفته
یعنی از اون روزای خوشبختی ام که همه چی قشنگ بود دور شدم
نمی خوام دور بشم
می خوام تو بغل خود ِ خودش آروم بشم
خود ِ خودش کمکم کنه همه جا
همونطوری که تا الان کرده
می خوام باهام باشه
برای اینکه باهام باشه می خوام خوب باشم
می خوام غصه نخورم
گاهی فکر میکنم
ازش که دور میشم
این چیزا سرم میاد
که یادم بیفته
دور شدم
که یادم بیفته چقدر بهش احتیاج دارم

کمکم کن
باهام بمون
قول می دم خوب بشم

جمعه، 8 مارس 2008

کاغذهام رو که ورق می زدم، هیچ جاش نبودی، خودت نخواستی که بیرون از دنیای مجازی وجود داشته باشی

تو فقط تو دنیای مجازی خوبی
که من هر وقت که می خوام
سرم رو می ذارم رو شونه ات
و آروم میشم
فقط اونجاس که می دونم هستی و می خوای باشی
پای واقعیت که میاد وسط
متنفر میشم از اینکه مدام نیستی
و تو حرفات ادعا می کنی که بدون من میمیری

پای واقعیت که میاد وسط ، نه انرژی اش رو دارم نه حوصله اش رو

همین جا خوبی
همین جا بمون

جمعه، 1 مارس 2008

yesssssssssssssssssssssssssssssss

می خوام برم خوش بگذرونمممممممممممم
می خوام برم خریییییییید
می خوام برم مغازه ببینمممممممم
می خوام برم تفریییییحححححححححححح
می خوام برم کوووووووه
شکار آهوووو :)))))))))))ا