بعضی لذت ها هست که آدم از یاد می برتشان
مخصوصا اینجا
بعضی لذت ها، مثل لذت دامن پوشیدن
مثل لذت کفش پاشنه بلند پوشیدن و درد گرفتن پاها
بعضی لذت ها
مثل لذت زن بودن
حالا من
دور از چشم همه
دامن پوشیده ام و کفش های مامانم را به پا کرده ام
دور خانه راه می روم و لذت می برم
از درد پاهایم
و از این فکر که روزی می رسد که عادت کنم به این کفش ها ؟
به این فکر می کنم که چه لذتی است
مثل دختر بچه ها شده ام که دوست دارند لباس های بزرگونه تنشان کنند
مثل دختر بچه ها دور خانه راه می روم و لذت می برم
غش می کنم از دیدن این کفش ها و به پا کردنشان
منتظرم
بی صبرانه منتظرم که از این مملکت بروم و هر روز دامن بپوشم با کفش های تق تقی
