« .....ممممممم | Main | »

امروز، فردا، دیروز

چقدر حس خوبی است
بعد از مدت ها، چند روزی است که دوباره صبح ها وبگردی می کنم
بعد از مدت ها که گوگل ریدرم داشت می ترکید
چند روزی است که صبح ها بعد از بیدار شدن، قبل از دست و صورت شستن و قهوه خوردن حتی، وبگردی می کنم و لذت می برم
از حس ِ اینکه بیکارم و می توانم برای خودم وقت بگذرانم لذت می برم
و احساس ِ 'زندگی' می کنم
حتی اگر بعد از آن دوباره مجبور باشم زندگی بی زنده بودنم را از سر گیرم
فردا همه چیز تمام می شود
فردا می روم پیش شادی اینها
دلم برای خودش و پسر کوچکش بینهایت تنگ شده

دیروز، پیش مادرجون بودم
تمام مدت بغض داشتم
حالشان خوب بود
اما
دلم نمی خواست در آن روز و حال ببینمشان
همیشه دلم می خواهد حس کنم که هنوز از پس همه چیز بر می آیند و قدرت اداره کردن همه ی مان را دارند
دلم نمی خواهد ناتوانی هایشان را ببینم
دلم گرفته بود دیروز
شاید حوصله شان سر می رفت آنجا
اما، شاید یواشکی از اینکه همه بهشان احترام می گذاشتند و مواظبشان بودند لذت می بردند. همه ی پرستارها و همه ی کارکنان هر وقت رد می شدند حالشان را می پرسیدند
و من افتخار می کردم به مادر بزرگم
به مهربانی شان
و سفیدی موهایشان که حالا دیگر خط های خاکستری اش خیلی خیلی کم شده
وقتی که همه ی دغدغه شان این بود که آستین بلوزی که بیمارستان تنشان کرده بود کوتاه است
پیش خودم فکر می کردم یک انسان چقدر می تواند پاک باشد و معصوم ؟
یا اینکه نسل گذشته چقدر ادمها را سخت بزرگ کرده که اینطور بهشان عذاب وجدان می دهد

پراکنده است ذهنم
می دانم
خوب می شوم
کارهایی که نوشته ام، اگر یکی یکی خط بخورند، ذهنم آرامتر می شود

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.shibba.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/272

Comments

you will reassert more powerful that the light of all sun-to-be stars!

فقط بوس :*

... more powerful thaN the light of ...

:)) ye etefaghe khande dari too sablog oftade, oon axe ke samte raste hey pain tar mire , nega kon :)) ye karish mishe kard ? dar zemn man ham sablog va ham photo blog ro daram active mikonam , sar bezan :D

agha jane madaret adreseto az travelbloge ma vardar!!

Post a comment