خوابم نمی برد
نشسته ام روی تخت و بغض دارم
این روزها مثل آدمهای دیوانه ای شده ام که هیچ حرکت و رفتاری را ارادی انجام نمی دهم
روزها رفتارهای عجیب و غریب از خودم نشان می دهم
و شب ها از پشیمانی کارهایم خوابم نمی برد
شب ها مدام حسرت می خورم
خدایا این روزها را زودتر تمام کن
آدم باورش نمی شود که بدنش چقدر عجیب و غریب کار می کند و چه عظمتی است
خوابم نمی برد
بغض دارم
نشسته ام اینجا
و هیچ چیز آرامم نمی کند

Comments
جوجو چي شده ؟ بيا اينجا ببينم
Posted by: shadi | یکشنبه، 3 نوامبر 2008
:* honey... be patient... hame chi zoodi tamoom mishe, va miaay injaa, va mitterekoonim :*
Posted by: آزاده | چهارشنبه، 6 نوامبر 2008
لینکتون کردم
با اجازه :)
Posted by: داستانک | جمعه، 8 نوامبر 2008
What if I say me 2 :(
Posted by: Bahman | چهارشنبه،13 نوامبر 2008
kheily ghashang minevisi, keep it up :)
Posted by: another Shadi | چهارشنبه،20 نوامبر 2008