Main

یکشنبه،17 سپتامبر 2007

جمع آوری تابلوهای تبلیغاتی لاتین

وزارت ارشاد ایران اعلام کرده است که به زودی تابلوهای تبلیغاتی سر در واحدهای صنفی را که در آنها از حروف لاتین استفاده شده، جمع آوری می کند. در مرحله اول به واحدهای صنفی تذکر داده می شود اما در مرحله بعد با استفاده از نیروی انتظامی تابلوهای جمع آوری خواهد شد.

در بسیاری از تابلوهای مغازه ها، شرکت ها و سازمان ها از حروف لاتین استفاده شده است و در بیلبوردهای تبلیغاتی نیز در سطح وسیعی از حروف لاتین استفاده می شود.

منبع
خارجی هایی که میاین اینجا چشتون کور شه برین فارسی یاد بگیرین به ما چه
هاها حتما همه تابلوهای اتوبان ها و خیابون ها رو هم عوض می کنن به زودییییییییییییییییییی
خیلی خنده دارن به خدا

دوشنبه،24 ژوئیه 2007

قتل قبل از عادت ماهانه

هادی ناصری

سندی اسمیت (Sandie Smith) سی‌ساله در یک رستوران در بخش شرقی لندن کار می‌کرد. سندی پیش از اینکه در سال 1979 زن فروشنده‌ی بار را به قتل برساند در حدود 30 مورد جرم به دلیل رفتار ناهنجار مرتکب شده بود. سندی در طول محاکمه‌ی خود توسط دکتر "کاتارینا دالتون" (Katharina Dalton) محقق و دانشمند برجسته‌ی بیماری‌های زنان مورد معاینه قرار گرفت و دکتر دالتون بیماری او را " سندرم پیش از عادت ماهیانه" یا PMS (Premenstrual Syndrome) تشخیص داد و بدین ترتیب سندی اسمیت از اتهام قتل عمد تبرئه شد.
از زمان شناخت سندرم پیش از عادت ماهیانه از سال 1931 تا کنون زمان زیادی نمی‌گذرد اما این مشکل قرن‌هاست که زنان را سردرگم کرده است. سندرم پیش از عادت ماهیانه عبارت است از یک‌سری تغییرات بیولوژیکی و هورمونی در بدن که عمده‌ی آن را کاهش هورمون پروژسترون خون در برابر میزان طبیعی یا بالای هورمون استروژن شامل می‌شود. این تغییرات هورمونی موجب به‌هم‌ریختگی رفتاری و جسمی فرد می‌شود تا جایی که او را وادار به خود‌کشی یا قتل می‌کند. دیگر تغییرات شامل بدرفتاری با همسر و فرزندان، گریه، خشم، و... با اين مقدمه به بررسی این سندرم می‌پردازیم.

سردرد و سرگیجه در افراد مبتلا به سندرم پیش از عادت ماهیانه بروز می‌کند
انواع سندرم پیش از عادت ماهیانه
دکتر گای ایی آبراهام (Guy E Abraham) در کتاب خود، "تنش پیش از عادت ماهیانه، مشکلات جاری در زنان و مامایی"، سندرم را به چهار نوع تقسیم‌بندی کرده است:
1- سندرم پیش از عادت ماهیانه‌ی A: افرادی در این گروه قرار می‌گیرند که به‌طورعمده اضطراب، تحریک‌پذیری و تنش عصبی در آنان از اواسط فاصله‌ی بین دو عادت ماهیانه شروع می‌شود و هرچه به شروع آن نزدیک‌تر می‌شوند شدت می‌یابد. حتی ممکن است این گروه با نزدیک شدن عادت ماهیانه از افسردگی خفیف شکایت داشته باشند.
به هرترتیب این نوع خاص سندرم سرانجام با آغاز عادت ماهیانه فروکش می‌کند. اکثریت افراد مبتلا در این دسته قرار می‌گیرند که مشمول شایع‌ترین نشانه‌های یادشده هستند. اضطراب، افسردگی، و نفرت فزاینده نیز در طول اوقات پیش از عادت ماهیانه بروز می‌کند. این‌گونه رفتارها زمانی از شخص مشاهده می‌شود که عامل تحریک محیطی مناسب وجود داشته باشد. این انگیزه از فشارهای شغلی تا مشکلات خانوادگی را شامل می‌شود. زنان این گروه دچار عدم تعادل هورمونی هستند به‌طوری‌که پیش از شروع عادت ماهیانه سطح استروژن خون آنها در مقایسه با پروژسترون بالاتر است.

در این‌گونه افراد درمان به روش طبیعی (درمان علامتی) چندان مؤثر نیست زیرا احتمالاً شخص نیاز به پروژسترون جانشین خواهد داشت.
2- سندرم پیش از عادت ماهیانه‌ی H : شاید حرف H برای نشان دادن Heaviness یا سنگینی برگزیده شده است. زیرا افرادی که در این رده قرار می‌گیرند پیش از شروع عادت ماهیانه دچار چاقی، نفخ شکم، حساسیت دور شکم و پستان‌ها، احتقان، ورم متناوب صورت و پاها و بازوان می‌شوند. معمولاً پیش از عادت ماهیانه حدود یک‌ونیم کیلوگرم به وزن بدن مبتلایان به سندرم افزوده می‌شود. اما افرادی که به سندرم نوع H مبتلا هستند دوونیم کیلوگرم یا بیشتر اضافه وزن پیدا می‌کنند.
گاهی افراد با افزایش سن در کاهش این وزن اضافه دچار مشکل می‌شوند در حالی که به‌طور طبیعی باید این وزن کاذب با آغاز عادت ماهیانه از بین برود. مشکلات این نوع تنش پیش از عادت ماهیانه از افزایش مایع خارج سلولی یا به‌طور ساده‌تر ذخیره‌ی آبی که در خارج از عروق تجمع می‌یابد منشأ می‌گیرد. سندرم پیش از عادت ماهیانه‌ی H تا حدودی مربوط به افزایش تمرکز نمک بدن است. ممکن است فرد نسبت به حالت عادی نمک بیشتری مصرف کند و یا اینکه در وی یک حالت عدم تعادل در هورمون‌های احتباس‌دهنده‌ی نمک مربوط به غده‌ی فوق کلیه مانند آلدسترون عارض گردد. به هر علت در نتیجه‌ی افزایش نمک و در پی آن افزایش احتباس آب بدن وزن افزایش می‌یابد. برای بهبود این سندرم از داروهای مُدر استفاده می‌شود.
3- سندرم پیش از عادت ماهیانه‌ی C : افرادی که از این سندرم رنج می‌برند اسیر اشتهای بیش از حد برای خوردن شیرینی و قند هستند و 20دقیقه تا یک ساعت پس از اینکه مقدار زیادی قند مصرف کردند دچار حالات خستگی، غش، تپش قلب، و سردرد می‌شوند.
پژوهشگران رابطه‌ی مثبت بین اشتهای وافر به خوردن شیرینی، پیش از عادت ماهیانه و تنش ناشی از احساس فشار را تأیید کرده‌اند. مغز در حالت عادی 20درصد از انرژی بدن را مصرف می‌کند و در این زمان که تحت فشار قرار دارد نیاز به انرژی بیشتری دارد. بدن فرد گاهی فاقد ویتامین‌های گروه B و منیزیم است، در این شرایط گلوکز مورد نظر تأمین نمی‌شود و مغز با فرستادن علائمی فرد را دچار ولع برای خوردن شیرینی می‌کند‌. به‌طور مثال ولع برای خوردن شکلات نشانه از کمبود منیزیم است.

پس از تخمک‌گذاری در نیمه‌ی دوم دوره‌ی عادت ماهیانه، هورمون انسولین (که برای مصرف گلوکز توسط سلول ضروری‌ست) به سلول‌ها متصل شده و باعث افزایش مصرف قند در بدن می‌گردد. بالا رفتن این هورمون موجب کاهش قند خون شده که سندرم نوع C، غش، سردرد، و تپش قلب از پیامد آن است.
4- سندرم پیش از عادت ماهیانه‌ی D : افسردگی، گوشه‌گیری، در اندیشه‌ی خودکشی بودن یا اقدام به آن، از نشانه‌های این نوع سندرم است. افراد این دسته نیز از بی حالی، سردرگمی، بی منطقی، و اشکال در سخن گفتن شکایت دارند. ممکن است افسردگی فردی که دچار این نوع سندرم شده است به حدی شدید باشد که حتی زبان به شکایت نگشاید، بنابراین نیاز به دوستی دارد که وضع او را درک کرده و او را نزد روانپزشک ببرد. در واقع آمارها نشان داده است که این افراد اغلب توسط دوستان خود نزد روانپزشک می‌روند و خود به‌تنهایی تلاشی در این زمینه نمی‌کنند. این‌گونه اشخاص بیشتر از افرادی که دچار ترکیبی از سندرم A و D هستند درباره‌ی اضطراب خود سخن می‌گویند، برای خودکشی تلاش می‌کنند و موفق هم می‌شوند. کمبود و نامناسب بودن تغذیه که موجب کاهش مقاومت بدن در برابر فشار و عدم تعادل هورمونی می‌شود، موجب بروز این نوع سندرم پیش از عادت ماهیانه می‌شود.
طیف وسیع نشانه‌های سندرم پیش از عادت ماهیانه
نشانه‌های سندرم پیش از عادت ماهیانه دشوار است. اصولاً نشانه‌ها و بیماری از فردبه‌فرد و حالت‌به‌حالت و برای هر دوره متفاوت است. این علائم به دو دسته‌ی عمومی و محلی (دستگاهی) تقسیم می‌شوند.
الف) عمومی
عصبی: سردرد، اختلال حرکتی، میگرن، صرع، سر گیجه، غش.

روانی: تحریک‌پذیری، دم‌دمی مزاجی، گریه، تنش، درماندگی، هراس، ضعف، تهاجم، عصبانیت، خواب‌آلودگی، افسردگی، تلاش برای خودکشی، خودزنی، احساس ناامیدی، بدرفتاری با فرزندان و همسر، حالات الکلی، سوءاستفاده از داروهای مخدر.

تنفسی: آماس بینی (آب‌ریزش و تودماغی صحبت کردن)، برونشیت، عفونت مجاری تنفسی فوقانی، آسم.

پوستی: کهیر، آکنه، جوش، تبخال.
ب) موضعی (دستگاهی)
دستگاه استخوانی: درد مفاصل، پشت درد، کمردرد، خشکی مفاصل.

دستگاه عضلانی: تنش عضلانی، تورم، درد شکم، انقباضات دردناک عضلانی، گرفتگی ماهیچه‌های پا.

چشم: ورم ملتحمه (سرخ‌شدگی چشم)، ریزش اشک، کبودی دور چشم، تاری دید.

گوش و حلق و بینی: گرفتگی صدا، گلودرد، التهاب لوزه‌ها.

دستگاه ادراری: التهاب پیشابراه، التهاب مثانه، تکرر ادرار، تورم.

معده: نفخ و تورم، ولع برای غذا، احساس گرسنگی ناگهانی، درد معده.

پستان‌ها: دردناک شدن، پرخونی، فیبروکیستیک (کیست پستان).

علائم سندرم ممکن است با تغییر رژیم غذایی، خواب کافی، و ورزش بهبود یابند
راه‌های درمان و مقابله با سندرم پیش از عادت ماهیانه
سه روش معمول برای مقابله با این سندرم وجود دارد.
الف) درمان دارویی
1-پروژسترون: بیشتر به صورت شیاف مهبلی تجویز می‌شود تا عکس تجویز عضلانی به‌صورت آرام جذب شود. در صورت تجویز عضلانی هر 24 تا 48 ساعت نیاز به تزریق مجدد وجود دارد. برای زنانی که بچه‌دار نشده‌اند بین 200 تا 400 میلی‌گرم شیاف مهبلی یا 50 میلی‌گرم تزریق عضلانی و برای زنانی که بچه‌دار شده‌اند دو بار در روز شیاف 400 میلی‌گرمی یا 100 میلی‌گرم تزریق عضلانی لازم است. شیاف را باید صبح و غروب مصرف کرد. جذب مهبلی پروژسترون در هر فرد متفاوت است. پروژسترون عوارض جانبی تأییدنشده‌ای دارد که سازمان غذا و دارو آمریکا (FDA) تولید و استفاده‌ی آن در درمان را ممنوع کرده است. پروژسترون کاربردی با درخواست پزشک معالج توسط پزشک داروساز تهیه می گردد. قدر مسّلم آنست که عوارضی چون سرطان‌زایی و فشار خون، مربوط به شکل مصنوعی پروژسترون است و شکل طبیعی آن عوارض خطرناکی در بر ندارد مگر عوارض جانبی چون: جلو افتادن و طولانی شدن دوره‌ی عادت ماهیانه، خونریزی شدید (حتی میان دو دوره‌ی عادت ماهیانه)، لکه‌بینی، احساس گــُرگرفتگی (خصوصاً هنگام استفاده در مرتبه‌ی اول که معمولاً پس از نیم ساعت رفع می‌شود)، تغییر رنگ و متمایل به قهوه‌ای شدن ترشحات جنسی، خارش و تورم و عفونت مهبل، انقباضات رحمی، حالت تهوع، حساسیت پوست و مو، عصبانیت و خستگی خفیف، بی‌خوابی، نئشِگی، اسهال، حساس شدن پستان‌ها، کاهش یا ازدیاد وزن و نفخ شکم که همه‌ی این عوارض در 99درصد موارد ناشی از دوز نامناسب یا مصرف نامنظم داروست. در صورت عدم مصرف صحیح امکان اعتیاد به این ماده وجود دارد. پس از درمان موفق با پروژسترون بدن سیر طبیعی و فعالیت عادی هورمونی خود را باز می‌یابد و پس از آن با درمان‌های حمایتی چون تغذیه و ورزش مناسب مانع از بروز مجدد بیماری خواهند گشت.
2- اسپیرونولاکتون: مطالعات نشان داده است که در سندرم پیش از عادت ماهیانه هورمون‌های مترشحه از غده فوق کلیه در خون افزایش و موجب احتباس آب در بدن می‌شود. این دارو میزان آب بدن را که در سندرم پیش از عادت ماهیانه‌یH افزایش می‌یابد به تعادل می‌رساند. اسپیرونولاکتون را می‌توان در دو نوع و با نسخه تهیه کرد. نوع اول قرص‌های حاوی 25میلی‌گرم اسپیرونولاکتون و نوع دوم حاوی 25 میلی‌گرم اسپیرونولاکتون و 25میلی‌گرم هیدروکلروتیازید. این دارو مدر است و باعث کاهش آب بدن می‌شود. استفاده از این دارو در ترکیب با شیوه‌ی طبیعی بسیار مناسب است. این دارو در دوزهای بالا موجب بروز غدد بدخیم در موش‌های صحرایی شده است که این عارضه هرگز در انسان دیده نشده است. اما برای احتیاط باید با دوز پایین آنرا استفاده کرد و زمان مصرف را کاهش داد. در صورت عدم بهبودی با این دارو باید مصرف آن به سرعت قطع شود.
3- استفاده از دیگر داروهای مدر: مانند داروهای مدر پتاسیمی، لاسیتکس، تریامترین. این داروها تا حدودی وضع فرد را بهبود می‌بخشند اما به‌تنهایی کافی نیستند.
4- کمک‌های خواب: مانند تریازولام که اثرات اعتیادآور و منگ‌کنندگی کمی دارد.
5- لیتیوم: داروی ضدافسردگی که نتیجه‌ی قطعی در درمان سندرم نداده است.
6- L-Dopa یا لارادوپا: که در مغز تبدیل به دوپامین می‌شود و یک تثبیت‌کننده‌ی طبیعی حالات روحی در مغز است.
7- قرص‌های ضدبارداری: به دلیل بالا بودن مقدار پروژسترون در کاهش علائم و تخفیف سندرم مؤثرند.
ب) درمان روانی
1- مشاوره‌ی خانوادگی: کمک همسر، خانواده، و دوستان فرد مبتلا مؤثرتر از هر متخصصی در چیره شدن بیمار بر این سندرم است. کسانی که فرد بیمار با آنها کار یا زندگی می‌کند، می‌توانند از او حمایت کرده و با او تفاهم برقرار کنند و به او تفهیم کنند که دچار جنون نشده است و رفتار او ناشی از اختلال واقعی هورمونی است. زن مبتلا به سندرم پیش از عادت ماهیانه باید مطلبی را که در مورد وضع خویش می‌خواند یا می‌شنود بیان کند. شوهر فرد باید خود را با تغییرات هورمونی همسرش سازگار کند و به فرزندان خود نیز بینشی بسنده برای پی بردن به بحران وضع مزاجی مادرشان بدهد.
2- حمایت همکاران: اگر علاوه بر حمایتی که از سوی خانواده‌ی فرد اعمال می‌شود در محل کار نیز در چیره شدن بر سندرم خود تشویق شود، اراده‌ی او در غالب آمدن بر این وضع تقویت خواهد گردید. خوشبختانه شناسایی این سندرم در دنیای صنعتی نیز آغاز گردیده و باید کارگران و کارفرمایان را در شناسایی هرچه بیشتر این سندرم تشویق کرد.
3- کاهش فشارهای روحی: فشارهای روحی بر سیستم غددی عصبی بدن اثر کرده و ترشح هورمون‌ها به‌ویژه پروژسترون را مختل می‌کند. گاهی این عدم ترشح پروژسترون و سایر هورمون‌ها به حدی است که سندرم غیر قابل تحمل می‌شود.
4- ژرف اندیشی: همه‌ی افراد توانایی اندیشیدن دارند. اگر روزانه عمیقاً فکر کنیم و به خیالات و اوهام فرو رویم خواهیم دید که در بازگشت به زندگی واقعی، تازه‌نفس‌تر از گذشته هستیم. استفاده از این قابلیت به فرد مبتلا به سندرم این اجازه را می‌دهد که بهتر بر مشکل خود فائق آید. روزانه 10 دقیقه ژرف‌اندیشی برای این امر مناسب است.
5- یوگا: یوگا یک دیسیپلین باستانی شرقی است که شخص می‌تواند به وسیله‌ی آن بر ذهن و بدن خود تسلط یابد و به این ترتیب به آرامش درونی دست یابد. پاره‌ای از حرکات یوگا ناراحتی‌های ناشی از سندرم پیش از عادت ماهیانه و پس از آن را رفع می‌کند. اگر امکان انجام هرروزه وجود ندارد، سه بار در هفته و به مدت سه ماه انجام آن توصیه می‌شود.
6- خواب: افراد مبتلا به سندرم پیش از عادت ماهیانه اغلب دچار عدم تعادل هورمونی و سطوح هورمونی هستند که موجب خستگی آنان می‌شود. فرد نباید از اینکه در روزهای پیش از عادت ماهیانه بیش از مواقع دیگر به خواب نیاز دارد احساس ناراحتی کند. در واقع حداقل شبی هشت ساعت خواب برای تسلط بر فشار، اضطراب و عصبانیت لازم است. اگر سندرم، خواب فرد را بر هم زده باشد باید از مصرف نوشیدنی‌های کافئین‌دار و شکلات پرهیز کند. ترکیب شیر و عسل و صرف غذای سبک پیش از خواب و حرکات یوگا و ژرف‌اندیشی و در نهایت داروهای خواب‌آور برای خوابی راحت در ایام پیش از عادت ماهیانه توصیه می‌شود.
ج) درمان تغذیه‌ای
1- عدم مصرف نمک: نمک مایعات بدن را حفظ می‌کند. با این حال ممکن است عدم تعادل هورمونی موجب افزایش نمک بدن شود. نمک اضافی موجب ذخیره‌ی آب در بدن می‌شود در نتیجه بافت‌های بدن که مغز و پرده‌ی مننژ مغز هم جزء آن است متورم می‌شوند. این تورم و فشار آب در داخل جمجمه انتهای اعصاب مغز را تحریک می‌کند در نتیجه فرد دچار سردرد، سرگیجه، اضطراب، عصبانیت، و سردرگمی می‌شود.علاوه بر آن ممکن است افزایش وزن و نفخ نیز پیدا کند. با این همه در صورت کاستن از مصرف نمک احتمال از بین رفتن علائم سندرم بسیار است.
2- عدم مصرف قند فشرده و خالص: طی نیمه‌ی دوم عادت ماهیانه عدم تعادل در هورمون‌های زنانه سبب می‌شود فردی که مبتلا به سندرم پیش از عادت ماهیانه است میل شدید به مواد قندی و نشاسته‌ای پیدا کند. در این دوره هورمون انسولین که مسئول جذب قند خون توسط سلول‌ها و به عبارتی دیگر مسؤول پایین آوردن قند خون است افزایش می‌یابد و قند خون به شدت کم می‌شود و ولع خوردن مواد قندی افزایش می‌یابد. به این ترتیب تلاش برای فرونشاندن این میل شدید با خوردن مواد قندی شدت بخشیده می‌شود. در این مرحله به دلیل مصرف بالای مواد قندی و افزایش انسولین قند خون باز هم پایین‌تر آمده و به فرد حالتی مانند شوک ناشی از کاهش قند خون دست می‌دهد. شخص باید به جای مصرف این‌گونه مواد به قندهای طبیعی موجود در میوه‌ها، سبزیجات، حبوبات و انواع لوبیا روی آورد. همچنین فرد می‌تواند هر سه ساعت یک بار غذا میل کند تا میزان قند خونش ثابت بماند.
3- اثر کافئین و الکل: کافئین مغز را تحریک می‌کند و این مسأله بر سیستم عصبی مرکزی (CNS)، فعالیت قلب و دستگاه گردش خون، هماهنگی قسمت‌های مختلف بدن و تنفس نقش دارد. کافئین با تغییر در میزان سوخت‌وساز بدن موجب افزایش انسولین و به تبع آن کاهش قند خون و پیش آمد وضع ولع نسبت به مواد قندی می‌شود که پیشتر توضیح داده شد. کافئین در شکلات، نوشابه، چای، و به‌خصوص قهوه وجود دارد.افراد مبتلا به سندرم پیش از عادت ماهیانه باید مصرف مواد کافئین‌دار را در خود کنترل کنند.
زنانی که مبتلا به سندرم پیش از عادت ماهیانه هستند الکل را نیز نمی‌توانند تحمل کنند، در واقع عده‌ای از افراد زمانی پی برده‌اند مبتلا به سندرم هستند که مشاهده کرده‌اند ناگهان یک لیوان شراب آنها را به حالت نیمه‌مست درآورده است درحالی که قبل از آن می‌توانستند بیش از یک لیوان شراب را همراه شام بنوشند. عاقلانه این است که فرد در روزهای پیش از عادت ماهیانه از میزان نوشیدن مشروبات الکلی کاسته یا حتی آنرا از برنامه‌ی زندگی خود حذف کند. فرد همچنین برای جلوگیری از تشدید نشانه‌های سندرم باید از آمیختن مشروبات مختلف با ترکیبی از لیکور قوی یا شراب بپرهیزد. نکته‌ی قابل توجه دیگر اینست که هرگز نباید با معده‌ی خالی مشروب نوشید. اگر اجبار به چنین کاری بود ابتدا با خوراکی مختصر پروتئین‌دار مانند آجیل یا دسر معده را آماده و سپس مشروب نوشید زیرا غذا اثر الکل را ملایم‌تر می‌کند.
4- محدود کردن مصرف مایعات: فردی که (به علت جمع شدن آب) در تمام بدن خود به‌ویژه اطراف مفاصل، دست و پا و شکم تورم را تجربه می‌کند، باید هفت روز پیش از عادت ماهیانه مصرف مایعات را محدود کند. فرد مبتلا نباید در روز بیش از 4 لیوان مایعات بخورد.
---------------------------------
منبع: رادیو زمانه

پنجشنبه، 6 ژوئیه 2007

رنج زن بودن
راست می گوید
البته گاهی وقت ها انقدر این چیزها برایمان عادی میشود که آدم یادش میرود راجع بهشان بنویسد
انقدر نگاه های هیز مردانه برای آدم عادی میشود که من که رفته بودم مسافرت تنها چیزی که آنجا توجهم را جلب می کرد این بود که هر چقدر توی صورت یک مرد زل می زدی هم نگاهت نمی کرد
چه برسد به اینکه بخواهد همه ی بدنت را
و همه ی روحت را
با چشمانش کنکاش کند
همین دیروز بود که پسر دوازده ساله ای از کنارم رد شد و گفت : ماشا ا...
پیش خودم فکر کردم باید از همین حالا زد توی دهنشان تا فکر نکنند که تیکه انداختن ها یعنی بزرگ شدن
پیش خودم فکر می کردم چطور باید به آدم های این مملکت که ادعای غیرت می کنند چیز فهماند
پیش خودم فکر می کنم همین دیروز بود که زن و مردی در کنار هم راه می رفتند و مرد دست دختر را در دست گرفته بود و به من که از روبه رویشان رد می شدم چشمک زد
آدم می ترسد گاهی از این دنیا و مردانش
مردانی که در هر رده ی سنی ای که باشند فرقی نمی کند
چرا که من همه جوره اش را دیده ام
پیرهایش که جای پدربزرگت هستند بدتر از همه اند
آنقدر راحت کلمات رکیک را بر زبان می آورند که آدم شاخ در می آورد
پریروز ایستاده بودم منتظر تاکسی
به پیکانی که از رو به رو می آمد اشاره کردم که یعنی مستقیم
تا فاصله ای که برسد به من و ترمز کند آنقدر با چشمهایش ذره ذره ی وجودم را ذوب کرد و آنقدر برق شیطانی نگاهش بد بود که وقتی ترمز کرد گفتم نه نمی خواهم و در جهت عکس حرکت کردم
این احساس نفرتی که از نگاه های مردان جامعه ام به من می رسد گاهی آنقدر عادی می شود که دیگر فکر نمی کنم بهشان، هر روز و هر شب و هر لحظه
یا هر وقت که در خیابان باشی
یک خاری از این نگاه ها در روحت فرو می رود
و تو آنقدر درد کشیده ای که دیگر کم کم این درد ها هم مفهومشان را از دست می دهند
کسی که زن نیست
هیچ وقت نمی فهمد
که یک بیرون رفتن ِ ساده
گاهی چقدر عذاب آور می شود
سوار ِ تاکسی شدن گاهی چقدر فکر آدم را به خودش مشغول می کند و نگرانی هایش پایانی ندارند
تمام مدتی که در تاکسی نشسته ای نگرانی که چه کسی قرار است کنارت بنشیند
و کسی که نشسته است چه جور آدمی است
آیا می توانی یک لحظه برای خودت آرام بنشینی و به فکر فرو روی تا به مقصد برسی؟
یا باید تمام مدت حواست باشد که اگر حرکتی غیر طبیعی کرد بتوانی از خودت حمایت کنی
این چیزها، چیزهایی است که گاهی وقتها آنقدر طبیعی می شود و جزء زندگی روزمره ی هر زنی است که آدم یادش می رود راجع بهشان بنویسد
من هم شاید سالهاست که دیگر بهشان فکر نکرده ام و فقط هر روز حرص خورده ام و وقتی به خانه رسیده ام سعی کرده ام همه اش را فراموش کنم
این چیز ها چیزهایی است که تکرار روزمره ی شان
ذهن را خسته می کند
این دغدغه های کوچک فکری
ترسیدن ها و مواظب بودن ها
نگرانی های کوچک
و این که همه ی حواست باید به این چیزها جمع باشد
به مرور زمان آدم را خسته می کند
آنقدر خسته که گاهی از همه چیز زده می شوی
و دلت می خواهد همه ی زندگی ات را
روی این مردم بالا بیاوری
روی این نگاه ها
روی این دست ها
روی این ...

یکشنبه،21 مه 2007

خشم و سکوت و سکوت

از این کار هاشون نمی ترسم
حتی عجیب هم نیست دیگه برام
چون کم کم دارم می فهمم با چه آدمهایی طرف هستیم
اما نگرانم
ته دلم یه چیزی وول می خوره
همه ی نگرانیم از اینه که هنوز آدمهایی هستن که این چیزا رو نمی بینن و نمی دونن
آدمهایی هستن که طرفداری کنن از کار اینا
آدمهایی هستن که میگن " آره والا مانتوها خیلی کوتاه شده بود دیگه " و نمی دونن که مانتوها هر چقدر هم که بشن
کسی حق نداره تو مسئله ی به این خصوصی دخالت کنه
و کسی حق نداره به خاطرش هر کاری دلش می خواد بکنه
از این نگرانم
که هنوز زن هایی هستن که با این کار موافقن
برای اینکه فکر می کنن با درست لباس پوشیدن ِ زن ها توی خیابون شوهر هاشون سر به راه می شن
از این نگرانم
که این کار ِ پلیس به هر کسی اجازه می ده که تو این مسائل دخالت کنه و مردم رو به جون هم بندازه
از این نگرانم که بازم صحنه هایی رو ببینم
که مردم به همدیگه گیر میدن سر لباس پوشیدن
مثل اون خانومی که تو تجریش از کنار دختره رد میشد و برگشت بهش گفت : موهاتو بکن تو
و بعد دعوای اون دو نفر
یک رنگ نبودن ِ مردم بیشتر نگرانم می کنه
اینکه همه ی مردم کشورمون دلشون نلرزه از دیدن این صحنه ها
دلشون نلرزه از دیدن زن های کتک خورده و مردای تحقیر شده

سردار احمدی مقدم! خيالت راحت، اين عكس در روزنامه چاپ نمي شود

درگيري خونين پليس با زنان در ميدان هفت تير تهران

توی کوچه ی ما هم پارچه زده اند : نیروی انتظامی حمایتت می کنیم. و زیرش امضا کرده اند: مردم با غیرت
تُف به آن غیرت که همچین ننگی را حمایت می کند
گرچه می دانم کار خودنیروی انتظامی است این تابلو ها و پارچه ها

به به

گزارش عصرایران ( asriran.com ) به نقل از العربیه، دکتر عزت عطیه ، رئیس بخش حدیث الازهر ، فتوا داده است اگر دو همکار (یک زن و یک مرد) در یک اتاق که درب آن توسط فردی جز آنها باز نمی شود ، کار می کنند ،بخواهند بین آنها محرمیت ایجاد شود ، زن می تواند پنج بار از شیر خود به همکار مرد خود بدهد و بدین ترتیب آنها با هم محرم و حضورشان در یک اتاق ، شرعی می شود .

فتوای عجیب : روش جدید محرم شدن مردان و زنان در محل کار
فتوای "محرم شدن با خوردن شیر همکار زن" پس گرفته شد

شنبه،20 مه 2007

باور نمی کنم

چشم هایم از حدقه می زنند بیرون
هی تاریخ ها را نگاه می کنم
می گویم شاید باز هم دارم خبر های قدیمی را می خوانم
میگویم نکند این بار به جای اینکه خبر ها یک هفته قدیمی باشند دارم خبر های
بیست سی سال پیش را می خوانم
گرچه اگر مال بیست سال پیش هم بود فرقی نمی کرد اما
اقلا من آرام میشدم
نمی فهمیدم دارم کجا زندگی می کنم
و چه طور
یکی بود چند وقت پیش می گفت برای چی اینها رو تو وبلاگت می نویسی
آدم ناراحت میشه اینا رو می خونه
دقیقا خوب من هم می نویسم که ناراحت بشن آدم ها
ولی مهم تر از اون می نویسم که خبر پخش بشه
چون حس می کنم هر یه نفری که بیشتر بدونه
بعدا شاید اهمیت پیدا کنه
حس می کنم قبح این کارها داره برامون از بین می ره
و دیگه وقتی چیزی می شنویم عصبانی نمی شیم
کمکم همه چیز داره عادی میشه
همیشه فرض رو گذاشتم رو اینکه کل ِ جمعیتی که به اینترنت دسترسی دارن
از همه چی خبر دارن
گرچه خودم شاید فقط یک هزارم خبر ها رو می شنوم یا شاید کمتر
اما همیشه فکر کردم همه ی آدمهای اطرافم هم اون خبر ها رو می شنون
وقتی می بینم که کسی خبری نداره
می بینم هنوز خیلی کار مونده
هنوز خیلی مونده که مردم بفهمن اطرافشون چه خبره
یا شاید مهمتر از همه دوست داشته باشن که بفهمن
و ازش ساده نگذرن
اینا به نطر منم فاجعه است
شاید من خودم
اگه گیر یکی از همین به اصطلاح اراذل و اوباش بیافتم
از ترس سکته کنم
یا تو دلم کلی فحش بهش بدم
اما واقعا قبول دارم که این رفتار ها نه تنها اونها رو اصلاح نمی کنه
بلکه بدتر خشمگینشون می کنه و حس انتقام می ده بهشون
دلم نمی خواد عکسا رو مستقیم بذارم تو این صفحه و هر وقت که صفحه ی وبلاگم رو باز می کنم
ببینمشون
ولی لینک ها رو می ذ ارم

ارعاب
دستگيري اراذل يا تشديدخشونت وتحقيرآدمي؟
کرامت انسان
جشن خشونت
آرش با داغ ابدی دستِ بریده

این سوال مدام تو سرم کوبیده میشه که کجا داریم زندگی می کنیم
و بعد بهت
باورم نمیشه
کاشکی خبر ها برای بیست سال پیش بود
کاشکی من مجبور نبودم دردشان را تحمل کنم

چهارشنبه،26 آوریل 2007

اینجا چه خبره ؟

درگيرى مردم اقليد فارس با نيروي سركوبگر نيروي انتظامي

تازه همه چی داره هیجان انگیز میشه !
منتظر روزهای قشنگ تر زندگیم هستم !

تظاهرات مبارزه با بدحجابی

 

 

امروز باز هم از آن روزها بود که حسابی هوس کردم به خودم برسم
رفتم نیمرو درست کردم با کره
گوجه ها را هم کنارش خرد کردم
با سبزی خوردن
و نان تازه
داشتم پیش خودم فکر می کردم چه لذتی دارد آدم صبح که از خواب بیدار می شود
یک نفر برایش صبحانه آماده کند بیاورد توی اتاقش
بعد بنشیند پشت کامپیوتر و اخبار بخواند و صبحانه بخورد و قهوه اش را بنوشد
اما متاسفانه لذت صبحانه خوردنم زیاد طول نکشید
یادم نبود آدم همیشه خبر ها را که می خواند حالش گرفته می شود
امروز حالم گرفته نشد
فقط شوکه شدم
هرچند که اینها خیلی قدیمی باشند و من که فقط هفته ای یک بار با دقت سایت ها را می گردم اینها را تازه دیده باشم
اینها را که دیدم فهمیدم رای آوردن آن یکی و دیدن این صحنه ها در سطح شهر خیلی هم عجیب نیست
اما خیلی دلم می خواست بدانم واقعا اکثریت جامعه را کدام گروه تشکیل می دهند

راستی، فکر می کنی اینها برای اعتصابشان اجازه داشتند ؟ چرا هیچ کس با باتوم و لگد آنها را جمع نکرد ؟

تظاهرات مبارزه با بدحجابي

سه‌شنبه،25 آوریل 2007

...موهایم را زیر مقنعه پنهان می کنم اما

حالا دیگر
اولین جمله ای که از هم می پرسیم این است که : " هنوز نگرفتنت ؟ "
و بعدش هم خنده
خنده ای که شاید پشتش خیلی حرف ها باشد
خیلی اشکها
خیلی بغض ها و کینه ها
صبح که از خانه بیرون میام مامانم میگه:
مقنعه ات رو بکش جلو
می خندم و نگاهش می کنم
می گوید: خوب مقنعه ات عقبه، می گیرنت
از بالا به پایین به خودم نگاه می کنم
پیش خودم فکر می کنم به خاطر کجایم قرار است بگیرنم ؟
شلوار بلندم ؟ که به کفشم گیر می کند ؟ یا مانتوی گشادم که گاهی وقتها که
می روم دانشگاه حالم ازش بهم می خورد ؟ سرتاپای توسی و مشکی ام
که تابستانها هیچ جوری نمی توانم رنگی اش کنم ؟ یا آرایشی که ندارم ؟
می خندم و می گویم نگران نباش، گفتن مانتوی تنگ و کوتاه و شال های باریک !
از در خانه بیرون می روم و سوار آسانسور می شوم
توی آینه به خودم نگاه می کنم
مثل همیشه موهایم را چپ و راست می کنم و سعی می کنم حالت مناسبی برای چتری هایم
پیدا کنم
پیش خودم صحنه ای را مجسم می کنم که پلیس دارد به من تذکر می دهد
حس می کنم اگر چیزی بگوید با نفرت نگاهش خواهم کرد و نمی توانم خودم را کنترل کنم
بعد یادم می افتد که دیشب خوانده بودم که گفته اند فقط در صورتی که با ما مخالفت کنند به وزراء انتقالشان می دهیم
بعد به خودم می گویم باید بهشان بگویی چَشم و بروی
مثل همه ی وقتهایی که دختر پسرها را می گرفتند و باید بهشان می گفتی غلط کردیم و حق باشماست
در حالیکه حق با آنها نبود و تو هم غلط نکرده بودی
مثل همه ی وقتهایی که بحث کردن نتیجه نداشت
یادم می افتد که این زنهای چادری به هم جنسان خودشان هم رحم نمی کنند
دلم نمی خواهد گیر آنها بیفتم
و نفرت سراپای وجودم را بگیرد
در آینه به خودم خیره می شوم
چتری هایم را جمع می کنم و زیر مقنعه پنهان می کنم و از آسانسور بیرون می آیم
توی خیابان هر پلیسی که می بینم وحشت در دلم می افتد
به این فکر می کنم که چه جامعه ی خوبی داریم، به جای اینکه مردم پلیس که می بینند دلشان گرم شود
همه از ترس پلیسها فرار می کنند
هر از گاهی سرم را بالا می کنم و در آینه ی وسط ماشین به خودم نگاه می کنم ببینم موهایم بیرون است یا نه
از این همه ترسو بودنم بدم می آید
امروز موهایم را زیر مقنعه پنهان می کنم
اما
با زن بودنم چه کنم ؟


عصر که به خانه می رسم
مامان می گوید امروز توی جردن بهش گیر داده اند و گفته اند روسری اش را بکشد جلو
نگاهش می کنم و می خندم
از ته دلم می خندم
می خندم و بعد هق هق گریه می کنم
دلم به حال خودمان می سوزد
به حال همه ی مان که اینطور بازیچه شدیم
سخنرانی رئیس جمهورمان قبل از انتخابات را که گوش می کنم
که می گفت : یعنی واقعا مشکل کشور ما این است که فلان دختر موهایش را چطور درست کرده
ناخود آگاه وجودم از نفرت پر می شود
و زار می زنم
با همه ی وجودم زار می زنم
یک چیزی ته دلم سرک می کشد
از خیلی خیلی قدیم ها
از آن روزهایی که دختر بچه ی کوچکی بودم و همه ی زندگی ام بازی کردن بود
اما
از همان روزها فرق بین دختر بودن و پسر بودن را خوب فهمیده بودم
از همان روزها همیشه از دختر بودنم متنفر بودم
همه اش هم به خاطر تفاوتهایی بود که جامعه اعمال می کرد
کمی که بزرگتر شدم سعی کردم با دختر بودنم کنار بیایم و کم کم
تفاوت ها را که بیشتر درک کردم حس کردم
خیلی خوشحالم که یک زن هستم
و چقدر تا مدت ها به زن بودنم می بالیدم
حالا اما دوباره
یک چیزی ته دلم سرک می کشد
و به من می گوید : موهایم را زیر مقنعه پنهان می کنم اما با زن بودنم چه کنم ؟
باز هم نفرت سراپای وجودم را در بر می گیرد
نفرت از همه ی آدمهایی که نمی گذارند خودم را دوست داشته باشم
نفرت از همه ی آدمهایی که همه ی این سالها با نگاه هایشان جسمم و بدتر از همه روحم را زخم کرده اند
و حالا به خودشان اجازه می دهند که پایشان را از یک نظر فراتر بگذارند و زل بزنند به دخترهای مردم توی خیابان
و به همان دخترهایی که چند روز پیش با نگاه های کثیفشان بلعیده اندشان تذکر بدهند
نفرت از همه ی آدمهایی که به جای اینکه خودشان را اصلاح کنند من را در بقچه می پیچند
نفرت از همه ی آدمهایی که همیشه می خواهند به من بقبولانند که سر تا پایم را گناه در بر گرفته
که اصلا من خود ِ شیطانم
من
با همه ی پاکی درونم
و همه ی ایمانم
و همه ی معصومیتم
خودِ خودِ شیطانم


چند هزار خط بنویسم تا خالی شوم ؟
تا دیگر حرص نخورم ؟
تا بتوانم با همه چیز کنار بیایم ؟
سرم درد می گیرد
موهایم را پنهان کرده ام
اما چه فرقی می کند ؟
اگر موهایم را از ته بتراشم و بیرون بیایم هم
فرقی نمی کند
مگر او که موهایش را از ته تراشیده بود، تمام آن روزها با اضطراب بیرون نمی آمد و
از ترس روسری سرش نمی کرد
موهایم را پنهان کرده ام
اصلا
موهایم را از ته تراشیده ام
اما
با زن بودنم چه کنم ؟
چگونه همه ی وجودم را از ته بتراشم و نابود کنم تا اینها خیالشان راحت شود ؟